خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
360
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فصل يازدهم : تأليفهايى كه شبيه قياس است ، مانند استقرا و تمثيل از آنچه پيش از اين گفتيم ، معلوم گرديد كه رسيدن به مطلوب مجهول ، از معلومات ، يا به طريق استلزام است يا به طريق اشتمال . طريق استلزام ، انتقال از ملزوم به لازم است و قياسهاى استثنايى اينگونهاند . اما طريق اشتمال ، انتقال از امرى به امر ديگرى است كه ميان هردو معنى مناسبتى وجود داشته باشد . وجود مناسبت به چندگونه است : يا ميان معلوم و مطلوب خصوص و عمومى هست يا نه . در صورت نخست يا معلوم عام و مطلوب خاص است يا برعكس . در صورت دوم يا عامى وجود دارد كه مشتمل بر هردو ( معلوم و مطلوب ) باشد يا ميان آندو مناسبتى اشتمالى خواهد بود . ازاينرو ، طريق اشتمال سه قسم مىگردد : 1 - انتقال از حصول حكمى براى امرى كلى به حصول همان حكم براى امرى جزئى كه در تحت آن كلى قرار دارد . اصناف قياسهاى اقترانى ، به اين قسم مربوط مىشوند . 2 - انتقال از حصول حكمى براى امورى جزئى به حصول همان حكم براى امرى كلى كه مشتمل بر آن جزئيات باشد . اين قسم ، استقرا ناميده مىشود . 3 - انتقال از حصول حكمى براى امرى ، به حصول همان حكم براى امرى ديگر كه هيچكدام از آندو امر مشتمل بر ديگرى نباشد ، ولى يك امر سوم مشتمل بر هردو امر باشد . اين قسم ، تمثيل خوانده مىشود و از تركيب دو قسم اول به دست مىآيد ، زيرا در حقيقت ، انتقال از يك جزئى به كلى شده ، از كلى به ديگر جزئى منتقل مىشويم . اكنون كه از مباحث مربوط به قياس فارغ شديم ، مباحث ايندو طريق ديگر را كه مشابه قياس هستند ، مطرح مىكنيم : استقرا همانگونه كه گفتيم ، استقرا عبارت است از حكمى ، به سلب يا ايجاب ، بر امرى كلى ، بدين سبب كه آن حكم در جزئياتى كه در تحت آن امر كلى قرار دارند ، وجود دارد . مثلا حكم مىكنيم كه عمر حيوان خرد زهره طولانى است و اين حكم از آنروست كه تكتك اصناف حيوانات خرد زهره ، مانند انسان ، گاو ، فيل و . . . اين حكم را دارا هستند . استقرا برعكس ترتيب قياس است . زيرا ترتيب قياس و بلكه ترتيب طبيعى اينگونه است كه انسان و اسب و فيل و . . . حد اصغر باشند ، حيوان قليل المرارة حد اوسط بوده و